چهار دست و پا رفتن کارن و.......
وای کارن وای......
پسر تو خیلی بلا شدی .همه جا میری زیر میز نهار خوری واشپز خونه و بدتر از همه گیر دادی به شومینه!
ومن همش دنبال تو میام میگیرمت و بر میگردونم جای اولت تو گریه میکنی دوباره میری وگاهی اینه که نگاه میکنم میبینم انگاری کامیون رد شده از روی من!!!!!!!!اونقدر که قیافم بهم میریزه.
ساعت 12 تازه یادم میافته صبحانه نخوردم وبدتر از اون صورتم و نشستم!
خلاصه خونه پر از اسباب بازی تو شده بابا رضا و مامانی هر موقع میرن بیرون یا یه لباس نو یا یه اسباب بازی برات میگیرن .
تو بابا رضا رو خیلی دوست داری همش میخوای باهاش بازی کنی.
راستی تازگیا بای بای میکنی و با همه دست میدی.
کارن تو به سرعت باد داری بزرگ میشی روزا میگذره وتو هر روز یه کار جدید یه کشف جدید یه شیطنت جدید!!!!!!!!
+ نوشته شده در سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 11:57 توسط نسیم
|
کارن نازم