گوشه ای از زندگی کارن

چه خبر از کارن!!!!!!!؟

کارن جون دیگه حسابی ادم شدی!!!!!!خوب راه میری حتی میدوی. کمی حرف میزنی یعنی منظورت رو میفهمونی.کتاباتو خودت ورق میزنی ووووووووووووووووحسابی شیطونی میکنی .از تمام چیزهایی که معمولا نی نی ها میترسن خوشت میاد دیوونگیات به خودم رفته مثلا از چیزای داغ خوشت میاد از تاریکی از بلندی از حشرات و حیوانات از اجاق گاز وصداهای بلند و گوشخراش خوشت میاد. گاهی عین من میشی لجباز و یه دنده و اون موقعها واقعا اعصابم بهم میریزه واز کوره در میرم.دقیقا کاریو میکنی که بهت میگم نکن و پافشاری میکنی.......... حسابی دردری شدی عین من وبابایی و عصرا دم در میشینی و میگی ددددردددرددردردردر................ دیروز بردمت دردر اونقدر بوسم کردی که حال کردم من خیلی عاشقتم پسرم

کارن ورزشکار

پسرم روزها میگذره تو هر روز بزرگتر میشی .من فرصت نمیکنم برات بنویسم .تو خیلی باهوشی .برات یه کتاب گرفتم چند روز پیش اونو گذاشته بودی جلوت وورق میزدی هر کاری نی نی تو کتاب میکرد توام میکردی .این عکسم نمونشه.......!البته با موبایلم گرفتم چون دوربین و میبینی میخوای بدمش به تو ومن تازگیا اصلا نمیتونم ازت عکس بگیرم.

کارن مو قشنگ!

امروز برای بار دوم رفتیم ارایشگاه و اینم کارن با موهای کوتاه و مرتب.....

لحظه های شیرین پدر و پسر!

این دوتا مرد خوشتیپ بهترین اتفاق زندگی منن شاید یه معجزه شایدم دوتا فرشته از طرف خدا که واسه خوشبخت کردن من فرستاده شدن.

هر کسی که هستن همه ی زندگی منن. دوستون دارم ..................