کارن ودنیای کوچک بزرگ او!!!!!!!
+ نوشته شده در جمعه سی ام مهر ۱۳۸۹ ساعت 0:41 توسط نسیم
|
پسرم شب شده تو خوابیدی بابایی خوابیده.ولی من بیدارم داشتم فکر میکردم از وقتی تو اومدی زندگیم چقدر معنی گرفته.احساس میکنم تو دوست خوبی هستی واسه من.
هر چی بزرگتر میشی اینو بیشتر حس میکنم.
صبح زود بیدار میشیم.باهم بازی میکنیم .بعد تو میخوابی ومن کارامو انجام میدم.بعد بیدار میشی صبحانه میخوری.بازم کلی باهم بازی میکنیم.حموم میریم تو میخوابی من نهارتو اماده میکنم بیدار میشی میخوری.
.............تا شب که بابایی میاد وشام میخوری با بابایی بازی میکنی بعدم لالا
و اگه بدونی چقدر لذت بخشه با تو بودن.خنده هات-گریه هات-هام هام گفتنات-روروئک سوار شدنات .خیلی دوست دارم گلم
