کارن ودنیای کوچک بزرگ او!!!!!!!

یک روز کامل با پسرم

پسرم شب شده تو خوابیدی بابایی خوابیده.ولی من بیدارم داشتم فکر میکردم از وقتی تو اومدی زندگیم چقدر معنی گرفته.احساس میکنم تو دوست خوبی هستی واسه من.

هر چی بزرگتر میشی اینو بیشتر حس میکنم.

صبح زود بیدار میشیم.باهم بازی میکنیم .بعد تو میخوابی ومن کارامو انجام میدم.بعد بیدار میشی صبحانه میخوری.بازم کلی باهم بازی میکنیم.حموم میریم تو میخوابی من نهارتو اماده میکنم بیدار میشی میخوری.

.............تا شب که بابایی میاد وشام میخوری با بابایی بازی میکنی بعدم لالا

و اگه بدونی چقدر لذت بخشه با تو بودن.خنده هات-گریه هات-هام هام گفتنات-روروئک سوار شدنات .خیلی دوست دارم گلم

تخم مرغ!!!!!!!

پسر توپولم امروز برای اولین بار تخم مرغ خوردی.اونقدر خوشت اومد که داشتی خود کشی میکردی.افرین پسر خوش خوراک من.

کارن 6 ماهه شد

سلام اقا کارن از امروز تو یه وبلاگ داری.دیگه پسر بزرگی شدی عزیزم 6 ماهت تموم شده.و تازه میفهمی که تو چه دنیای قشنگی پا گذاشتی .زیبا ولی عجیب .گاهی کدر گاهی خوش رنگ .کمکم یاد میگیری با مشکلات کنار بیای.