کارن جون دیروز تولد من بود .

کلی بهت خوش گذشت با بچه ها بازی کردی با بابا رضا کلی بازی کردی .با بابایی واسه من یه کادوی خوشگل گرفته بودین.یه گوشی موبایل .همون مدلی که خیلی دوست داشتم.دستتون درد نکنه.

پارسال که تولدم بود تو توی شکمم بودی و من موقع فوت کردن شمع ها م ارزو کرده بودم سال بعد دو تایی شمع ها رو فوت کنیم و امروز به خاطر براورده شدن این ارزو از خدا خیلی ممنونم و خیلی دوسش دارم که هر چی میخوام بهم میده .خدا جون خیلی مهربونی.

وقتی تو شکمم بودی بهت گفته بودم یه بابا داری که اگه بیای بیرون و بشناسیش مثل من عاشقش میشی فکر کنم همینطوره .مگه نه!؟

از باباییم ممنونم که اینقدر مهربونه وما رو خیلی دوست داره.

بابایی خیلی دوست داریم.